الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
95
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
نسبت اكسيژن در هوا به واسطهء آنكه انسان و حيوان آن را مستهلك مىكنند ، كم مىشد و حيات انسان و حيوان در آن امكانناپذير مىگشت . آيا انسان كه به حيات و زندگى خود حريص است و به آن اهميّت مىدهد ، نبات را آفريده است تا او را با اكسيژن كمك دهد ، يا نبات خودش تبرّعاً و سخاوتمندانه و از روى مهربانى چون ديده است كه انسان به اكسيژن احتياج دارد و حياتش بدون آن ممكن نيست ، اكسيژن لازم را در اختيار او گذاشته است ؟ آيا انسان و حيوان كه به وسيلهء تنفّس خود گاز كربنيك مىدهند ، وضع نبات و زندگى او را در نظر گرفته و خواستهاند حيات نبات را نجات دهند ؟ يقيناً اين احتمالات ، عُقلايى و خردمندانه نيست و به احتمالات ديوانگان شبيهتر است و اصلًا اين احتمالات مطرح نيست . فقط اوضاع ، نشانهء تصميم و عنايت نيروى ما فوق و مسلّط بر اينها و آفرينندهء آنهاست ؛ نيروى « اللَّه » ، آن حكيم قادرى كه عالىترين ترتيب و محكمترين روابط و همكارى و تبادل و تعاطى را بين موجودات برقرار كرده است . آيا اين موجوداتى كه به منافع خود هدايت مىشوند ، بشرى كه احساس گرسنگى و تشنگى و درد و الم مىنمايد و خوب و بد ، و سود و زيان خود را درك مىكند و به بقاى خويش اين همه علاقهمند است ، مورچهاى كه دنبال دانه مىرود و آن همه درك و شعور از خود نشان مىدهد ، درختى كه از زمين غذا مىگيرد و آنچه را براى ساختن ميوه و برگ و شكوفه و ساير اجزايش مناسب است از زمين به وسيلهء ريشهها كسب مىكند ، تلقيحى كه به وسيلهء باد يا حركت و انتقال مگسها و زنبورها و نشست و برخاست آنها روى شكوفههاى درختها انجام مىگيرد و